تبليغاتX
بهای وصل تو گر جان بود خریدارم...!
بهای وصل تو گر جان بود خریدارم...!

از کف خیابان انقلاب به کوخ سفید:

اعلی حضرت اوباما... کوخ نشین حلقه به گوش! گمانم در محاسبات شما و اربابانتان اشتباه فاحشی رخ داده! این بار صدای امت ایران نه از صندلی پارک معلوم نیست کدام ملت و نه از دفتر بانک مرکزی که از کف خیابان های اطراف انقلاب دنیا را پر کرده! برخلاف امید شما من میان این جمعیت بویی از کوفیان نمی شنوم! هرچه هست لبیک است و جان های برکف گرفته شده و تنها اذن جهاد مانده! کسی آن بالا دارد فرمان فتح خیبر می دهد که چیزی شبیه به ژنرال های شما ندارد! من هرچه می گردم سردوشی و نشان های رنگین در هیبت حیدری اش نمی بینم اما از خدا که پنهان نیست از تو چه پنهان از همین فاصله هم چفیه اش پیداست و چقدر برای فرماندهی کل قوا برازنده ترش کرده. البته برای دیدن قوایش نیازی نیست هواپیمای جاسوسی بفرستی که انتهای قصه با بزرگترت بیایی برای پس گرفتنش و خودت را خرابتر کنی! تنها کافیست یک بار دیگرحرف از تهدید بزنی تا ببینی فدائیان ولایت چطور در مقابلت صف می کشند! البته اعتراف می کنم  تمام گزینه های قوای امام ما روی میز نیست چون تنها گزینه ی این ها شهادت است آن هم با طعم پیروزی! همان که در قاموس تو و اربابان زرسالارت نمی گنجد و برعکسِ گزینه های واهی شما نه از فکر خزان زده تافلرها و فوکویاماها که از خون حسین علیه السلام صادر شده و تنها همین تک گزینه است که بیش از 1400 سال طومار تبار استکبار را در هم پیچیده و صدای خرد شدن استخوان های امثال تو را برای جماعت شیعه  عادی کرده!!!

این اواخر روزی سه وعده تهدید تحریم را نشخوار می کنی اما انگار یادت رفته که 33 سال قبل از تو خمینی کبیر فرمان تحریم شما را صادر کرده. ما اما فراموشمان نشده! این ها که امروز کف این خیابان ها می بینی سربازان در گهواره ی همان پیرند و امروز شعاع حق طلبیشان خیلی از جماران فراتر رفته و کم کم دارد امپراطوری شما را مچاله  می کند و دیر نیست که دیگر در همین کوخ سفید هم مجالی برای تنفس نداشته باشید!

همانا وعده ی خداوند حق است.....

..........................................................................

باتشکر از پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری و رجانیوز بابت باز نشر این مطلب

لینک این مطلب در فارس نیوز و عمارنامه و وبگردی 20:30 و العالم آنلاین و صراط نیوز و مینونیوز و مبارز لینک و هزارسنگر و جام نیوز و ندای انقلاب و بی باک نیوز و گرداب و همراهان نیوز و بولتن نیوز

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 بهمن1390 توسط مبتلا...! |

خواهر فائزه هاشمی...

فرزند خلف پیر سازندگی.... احسنت بر دل دریایی شما... انصافا چه می کشید زیر بار این همه ظلمی که این نظام بر شما و شجره ی صد در صد طیبیه ی خاندانتان روا می دارد؟؟؟  کوه هم اگر بود تا به حال پنبه شده بود! این قوه ی قضاییه که دیگر هیچ.... اصلا از خدا نمی ترسند! چقدر راحت هر تهمتی را بر شما روانه می دارند!!! همین چند وقت پیش بود که تمام زحمات صادقانه ی اخوی محترمتان را ملغی پنداشتند و وجود شریفشان را آواره ی غربت نمودند حالا نوبت شما شده...

اخیرا مطلع شده ایم برای یک ساندویچ ناقابل و چند دست لباس برایتان 6 ماه حبس و 5 سال انفصال از فعالیت های سیاسی و فرهنگی و فتنه ای و... بریده اند! امان از دست این جماعت تنگ نظر!!! شما نباشید چه کسی انقلاب مخملین سبز را به کشورهای منطقه صادر کند؟ چه کسی برای رسانه های آن طرف مرزی خبر بسازد؟ 6 ماه حبس؟ مگر نمی دانند که حساب شما از آن دانشجوهای بی صاحب که به سال ها حبس و تعلیق و اخراج و ... محکوم شده اند جداست؟؟؟ مگر نمی دانند که آقازاده بودن کم چیزی نیست دراین مملکت؟؟؟ مگر پدر شما چه گناهی کرده که باید این همه سال با عرق جبین و کد یمین نیرو تربیت کند برای این نظام و آخرش این جماعت نمک نشناس این چنین مزدش را بدهند؟ اقدام علیه نظام؟؟؟ اصلا سند منگوله دار این نظام که با تمام متعلقاتش از مایملک حتمی ابوی بزرگوار شماست... کجای دنیا آدم علیه میراث پدری اش اقدام می کند که شما بکنید؟ انصافا عجب صبری خدا به شما داده... این همه ظلم را می بینید باز هم بزرگوارانه به وطن فروشیتان ادامه می دهید... کاش همه مانند شما ثابت قدم بودند!!!

همشیره ی گرامی... مبادا به دل بگیرید... سرتان سلامت... 6 ماه که چیزی نیست... شما بگو 6 سال... اصلا 60 سال... چه فرقی دارد؟؟؟ شما که به حمد الله پشتتان به عظمت ابوی محترمتان (دامت برکاته) گرم است.... دیگر چه جای غصه... همین امروز و فرداست که به اشاره ی یک قلم و چند خط نامه ی سرگشاده... شاید هم خیلی کم هزینه تر یک فاتحه ی حکم را بخوانند. بالاخره فرق است بین شما و آن جماعتی که در خانه ی رعیت شما بزرگ شده اند! همین قدر هم پایتان به دادگاه باز شده زیاده جسارت کرده اند چه برسد به حبس.... بنده خودم می سپارم یک دست لباس عزای ابریشمین به همراه هوارتا ساندویچ پبشکشاتان کنند به جهت رفع کدورت... مباد سایه یتان را از سر ما کم کنید...

....................................................................................

لینک این مطلب در خبرگزاری فارس و جام نیوز و مینونیوز و عمارنامه و جهان نیوز و  فاطمیون و هزارسنگر و  بولتن نیوز و البرز نیوز و شبکه تبیان بجنورد و رها پرس و نیوز 110 و خیرگزاری ندا آنلاین و سایت خبری عصر امروز و قدس آنلاین و سایت خبری صدای شیعه و تالار گفتمان نور آسمان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 دی1390 توسط مبتلا...! |

خدایا شکر عظمتت که از قماش ما آدم ها نیستی... مخصوصا این بسیجی های بد کینه... همین پابرهنگان را می گویم ها. حواست هست؟ همین ها که باز دوباره پایشان را گلیمشان درازتر کرده اند و برای رییس اوباما شاخ و شانه می کشند!
حرف ما را که نمی خوانند تو که خدایی و برای خودت برو بیایی داری به این جماعتی که به نقل از بی بی سی جدیدا قرار است با شعبون بی مخ محشورشان کنی بگو بس کنند این کینه ی شتری را... این بنده مظلوم تر از مظلومت اوباما یک خواهش کوچک از اینها کرده ببین چه بساطی راه انداخته اند بی جنبه ها... این هم اخلاق است به این ها داده ای؟ اصلا نمیشود با این جماعت وارد مذاکره شد. این متمدن امریکایی بینوا می گوید پهپادم را بدهید این کینه ای ها ی افراطی می گویند یادت هست سال 67 ناوتان ایرباس مارا پودر کرد و 298  نفر پرپر شدند و در نهایت شما گردن باعث و بانیش مدال شجاعت انداختید؟ خب انداختند که انداختند... مگر از اموال بانک مرکزی بوده که این ها حرصش را می خورند؟ مگر آن 298 نفر از شهروندان درجه اول آمریکایی بودند غصه داشته باشد؟ تازه همان موقع هم که سازمان ملل ابراز تاسف عمیق!!! نمود. شاهد زنده هم همین دکتر ولایتی خودمان... این هیچ... حمله ی هوایی طبس را چرا به رخ این بینوا می کشند؟خب آمده بودند کویر نوردی... گناه است؟
تو بگو این اخلاق کجایش دینی است؟ اصلا گیریم که حق با اینهاست. این ها که می گویند چه دخلی به این باراک مادر مرده دارد؟ این نبش قبرها که می کنند مال رییس جمهورهای قبلیست... می دانید که این بینوا فقط برای تغییر آمده... از همان تغییرها که سال 88 نمونه اش را دیدید... از همان ها که انتهایش می رسد به سناریوی ترور سفیر عربستان... به نیروهایی که هنوز توی عراق هستند... به همین قطع نامه های دائم الوجود... به این ترورهای کاملا اتفاقی...اصلا کمی از مقامات مملکتشان یاد بگیرند... از وزارت خارجه... از... ببین چه صعه ی صدری دارند... اصلا دیده ای ذره ای برزخ بشوند؟! چرا همش موی دماغ می شوند؟ بگو صلوات بفرستند و این طیاره ی یتیم مانده را با یک شاخه گل و دوتا تخم مرغ روانه کنند دم کاخ سفید... خوبیت ندارد این همه سیاه دلی... همش تقصیر فرمانده هایشان است. همین اهالی سپاه پاسداران... امثال همان سردار سلیمانی که سرشان درد می کنند برای گرد و خاک به پا کردن...هی راه و بی راه می گویند به حریم هوایی ما تجاوز شده. اصلا مگر ما حریم هوایی داریم؟ یه وجب آسمان آبیست که آن هم خودت به ضمیمه ی بقیه ی دنیا  سندش را به نام همین آقای ابرقدرت زدی. انگار نه انگار این که روبه رویشان ایستاده ابر قدرتیست برای خودش... مدعی اول و آخر حقوق بشر... هم او که جدیدا دارد برای کشورهای خاورمیانه دموکراسی به ارمغان می آورد... دستش هم که نمک ندارد. تا خرخره هم اگر عسل به حلق این سپاهی ها کند باز هم دستش را می گزند... آن وقت توقع دارند که
VOA تروریست خطابشان نکند...

می شنوی خدا؟ چرا حرف از شهادت ساجده فیصل 5روزه می زنی؟ چه ربطی داشت به حرف های من؟! بحرین را چه به آمریکا؟ من می گویم هیلاری رو انداخته تو می گویی آمریکا قرار است بیاید منطقه گردی؟! دست مریزاد... توهم شدی لنگه ی این ساندیس خورها....؟ با توام خدا... می شنوی؟

........................................................................

بعد از تحریر1: باتشکر از مینو نیوز برای بازنشر این مطلب

بعد از تحریر2:لینک این مطلب در العالم آن لاین و بولتن نیوز

بعداز تحریر3: لینک این مطلب در جام نیوز

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 آذر1390 توسط مبتلا...! |

رغبتی برای حاشیه نگاری نداریم. اگر از پس این دل زبان نفهم بر می آمدم همین چند خط هم را نمی نوشتم. این روزها کم بی حرمتی و اظهارات هزار من نیم غار! نشنیده بودیم خوب شد عمرمان به دنیا بود و مناظره ی آقایان کواکبیان و علی مطهری را هم دیدیم! البته به انضمام حضور گرم برادر اسدالله بادامچیان به نمایندگی از اصولگرایان! باعث افتخار است که این نظام چنین ذخیره های ارزشمندی دارد! به ویژه علی مطهری با این نظریه ها که به زعم بنده باید قابشان گرفت:

- چنین نیست که ولی فقیه همیشه بتواند حکومت داشته باشد. کما اینکه دیدید در زمان علی (ع) امام وقتی دیدند مردم ولایت ایشان نمی پذیرند خانه نشین شدند و تا مردم نخواستند حکومت نکردند. البته در دوران خانه نشینی هم ولایت واقعی در دست علی (ع) بود!

   امروز مشکل اساسی مجلس این است که متکی به میل و نظر رهبری است و با برداشت غلط از ولایت فقیه عقل خود را تعطیل کرده. مجلس باید استقلال داشته باشد و در تصویبات خود نظر شخصی خود را درنظر داشته باشد، نه اینکه به دنبال نظر ولی فقیه باشد.

آقای مطهری دم شما به شدت گرم! کارنامه ی درخشان این چندسال شما همین چند قلم را کم داشت که به حمدالله اضافه شد! فقط شما که بزرگ شده ی مکتب شهید مطهری هستید کاش از گنجینه ی بی نظیر ایشان افزون بر جمع آوری آرا استفاده های دیگری هم می کردید. شما که انقدر قشنگ کودتای سقیفه را بهتر از خود کودتاچیان توجیه کردید تا به حال به گوشتان خورده که امیرالمونین فرمود به خدا اگر تعداد یارانم به بیست نفر می رسید شمشیر می کشیدم؟؟؟ و مستحضر هستید که هرقدر هم از امثال خودتان به خاطر مشغله ی بیش از حد در رسیدگی به امر خطیر خدمت رسانی و پرسیدن سوال از رییس جمهور و اصولگرایانی که به تعبیر شما چند شیشه ی مربای سیاسی بیشتر نیستند فاکتورگیری بنمایید بازهم ما از بیست نفر بیشتریم؟؟؟ رهبر ما آنقدر ها هم که شما خیال کرده اید تنها نیست. شما که انقدر از گوش به فرمانی بیش از حد مجلسیان که تمام ما به روشنی روز به آن واقفیم برزخ شده اید بی زحمت از این یاران سرسپرده ی رهبری بپرسید تصویب حقوق مادام العمرشان هم به دنبال نظر رهبری بود؟ توهین به رییس جمهور و سکوت دربرابر پخش آن از رسانه ی ملی چطور؟ امثال همین همکار محترمتان دکتر کواکبیان که موقع ورودش سلامش را هم به زور پاسخ دادید اما در پایان مناظره سخت روی ماهش را به بوسه های گرمتان متبرک نمودید طبق نظر رهبری از شهرستان های رای جمع می کنند و ساکن الی الابد تهران می شوند و دیگر گذارشان هم به شهرستانشان نمی افتد تا حوالی انتخابات بعدی؟ البته شما در بی انصافیتان انقدر سنگ تمام گذاشتید که حتی همین آقای کواکبیان هم صدایش در آمد! به خدا این کرسی های مناظره هم جزوی از عالم در نتیجه گوشه ای محضر خداست! در محضر کمی آزادگی به خرج بدهید!!!! دینتان را به دنیای چه کسانی می فروشید؟

چند جمله خطاب به اسدالله بادامچیان:

دوست عزیز شرمنده نمودید با این دفاعیات جانانه از ولی فقیه! خوب شد مناظره ای گذاشتند و شما فرصتی برای معرفی کتبتان یافتید!!! در مظلومیت رهبری همین بس که مدافعان بی بخاری همچون شما دارد.  از دیروز که از محضرتان مستفیض شدم با تمام وجودم دلم می خواهد این سر بی عرضه را گوشه ای به زمین بگذارم و بمیرم از خجالت...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط مبتلا...! |
مدتها بود رویه پستی کار می کردم که بذارمش تو وبلاگ اما دیروز یکی یه نظر خصوصی واسم فرستاد که همه ی معادلاتم رو ریخت به هم. می ترسم هر توضیحی اصل مطلب رو داغون کنه...واسه همین خود مطلبو می ذارم تابعد...

سلام . در مورد فرزند جانبازه ها که همش می زنن تو سرمون به خاطر سهمیه ها وبقیه که ایثارگر و خانواده شهیدن مطلب بنویس. بنویس من خودم به شخصه بگم غلط کردم که شدم بچه اونی که جانبازه ملت منو می بخشن. ببخشید بابای من موجیه. ببخشید آسم داره. ببخشید سر نماز بوده خمپاره انداختن موجی شده. ببخشد آی ملا بابای منو ببخشید. بابای دوست عزیزم که شهید شده.... چی بگم از زبون شما بگم: نمی خاست بره، خدای من ببخشید روم سیاه شهدا،بی...کرده که رفته.لابد سرباز بوده. حتما مجبور کردن. به پیر به پیغمبر نبوده. عشقشون به خداشون بوده. آقا یا فرهنگ سازی کنین که ملت حرف ما رو بفهمن یا اینکه سهمیه ها رو بردارید.تو رو خدا که نه چون نمی دونم قبولش دارین یا نه تو رو هر چی که قبولش دارین اینقدر این خانوداه هار دو نچزونین. نمی خان. محبت واحترام نمی خان.سهمیه وارج وقرب نمی خان. اینا با خدا معامله کردن وجواب معامله با خدا این چیز های مادی نیست. لابد الان مکرمات روشن فکر می فرمایند خوب اگه با خدا معامله کردن پس این سهمیه وبنیادها واسه چیه. اینها خون به دل شدن از غم عزیزهایی که واقعا عزیز بودن وکس دیگه ای نمی تونه جاشون رو پر کنه تو زندگی شما دیگه اینقدر با حرف هاتون آتیششون نزنید، هی نزنید تو سرشون.شما میگید که امثال من جای شما وبچه های شما و دوستان و... شما رو تو دانشگاه پر کردیم ولی انصافا یه ذره با مرام باشین اگه شهدا نبودن اگه این همه فرشته نبود که بره پر بکشه واین همه دست گل که پرپر بشه شما ها می تونستید برین دانشگاه جواب بدین دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من دیگه چی بگم چی دارم که بگم اینقدر خلا تو زندگی بچه ها وهمسرها و والدین این عزیزا بوده. نمی تونم اصلا بنویسم براتون.گاهی اوقات فکر می کنم اگه من بودم نمی رفتم بنیاد اسم خودم رو ثبت کنم بعدش فکر می کنم بابای بیچاره من با ریه خراب وگوش پرهیاهو کمرداغون و موج هم به این کلکسیون بیماری اضافه کن حالا یه 7 یا 8 تا بچه ها قد ونیم قد وبی پولی باید با اون پول بخور نمیری که از کاسبی در می امد شکم کدوم رو سیر می کردم.اگه نوشته منو تو مطالب خودتون تو صفحه اصلی قرار ندید من خیلی ناراحت می شم. هر چند می دونم نارحتی ما ها .........

پ.ن: هیچ نشونی از خودش نداده...

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 آبان1390 توسط مبتلا...! |

از خیابان جمهوری به وال استریت:

خواهر و برادران احتمالا غربی ام!!!! امروز اخبارتان را از جبهه وال استریت داریم. چه خوب که شما هستید و خیالمان راحت است که کسی دارد قدمی برای ظهور بر می دارد. چشممان را به تبر هایی که سوی بت های کاپیتالیسم نشانه رفته اید دوخته ایم و دلمان پر است از شعف برای لرزه ای که به ستون های کاخ سرمایه داری انداخته اید. چه خوب که روز به روز

به تعداد یاران امام می افزایید.  البته ماهم اینجا پاروی پا ننداخته ایم و سخت سرمان مشغول امر جبهه سازی است. روز به روز به تعداد کارت های اعتباری توی کیفمان افزوده می شود و هربار که سری به خیابان می زنیم بانک جدیدی تاسیس شده و چند سالی هست که بلندی ساختمان های بانکی به حدی رسیده که روی مساجدمان سایه بیندازد و هرشب کسی در تلوزیون به ما اطمینان می دهد که وضعیت بازار بورس عالیست. ما حتی در روستاها هم خانه هایمان حول محور بانک ها می سازیم و اطمینان داریم که تمام مدیران عامل بانک ها انگشتر عقیق به دست دارند. اینجا روزی صدبار در گوش ما می خوانند که هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران می درخشد اما مدیرعاملش با پول های ما به ناکجا فرار می کندو البته ما به جیب او اعتماد داریم و خاطرمان جمع است که جای پول های ما در جیب های او امن تر است تادر شکم گرسنگان سومالی یا کودکان فلسطینی. اینجا هرسال برای بالاتر بردن نرخ سود بین بانک ها مسابقه برپا می کنند ومدتی است که قرض الحسنه از مد افتاده. اینجا حتی صداوسیما هم سربه آستان این سیستم فرود آورده و لحظه به لحظه افتخاراتش را لابه لای سریال های وزینش به سمع و بصرمان می رساند و اخیرا به کوری چشم دشمنان شبکه بازار هم راه انداخته اما هنوز فرصت نکرده برای امام زمان کاری بکند. اینجا مردم باوام به زیارت خانه ی خدا می روند و بانک مرکزی برای مراجع تقلید شاخ و شانه می کشد و شورای فقهی رو می کند و هیچکس نمی داند که این شورای فقهی خودشان چقدر به بانک ها بدهکارند و گاهی هم کار به جایی می رسد که رهبرمان در مجلس خبرگان فریاد می زند که فکری به حال سیستم بانکی کنید و البته این حرفش هم کنار هزاران حرف هرگز نشنیده ی دیگر در نطفه فراموش می شود و ماهنوز منتظر امام زمانیم تا شاید این جمعه بیاید... شاید... ناگفته نماند که هرجمعه دعای ندبه هم می خوانیم برای خدا دستور عجل لولیک الفرج هم صادر می کنیم و مفتخریم به اینکه نام شیعه را برمان اطلاق می کنند...

از خیابان جمهوری به وال استریت:

مبادا مایوس شوید. امروز چشم امام ما به شماست و سال هاست که به انتظار ما نشسته...

....................................................................................................................................

بعد از تحریر: باتشکر شدید از وبلاگ عطارنامه بابت بازنشر این پست

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آبان1390 توسط مبتلا...! |

بعضی ها به خوره می مانند! بد مذهب ها انگار عهد کرده اند که به هر ترتیبی که شده روح آدم را بجوند! نمونه اش همین استاد ما... هر هفته دق و ورم جدید به خورد این تن نیمه جان ما می دهد. آدم بی فکر... حتما باید سرکلاس تاکید کند که جامعه ی ما ساختار دینی ندارد؟؟؟ تهمت از این سنگینن تر؟؟مگر ساختار از این دینی تر هم می شود؟ دین، دین است دیگر. مگر حتما باید اسلام باشد؟ در جامعه ی ما که مسیحیت بیشتر جواب داده و خودمان!!! نمونه اش همین دکان جریمه گرفتن شهرداری و راهنمایی و رانندگی و... از راننده جماعت بپرس خبر داری که امام حکم کرده تبعیت از قوانین راهنمایی و رانندگی واجب شرعی است و رعایت نکردنش می شود حرام؟؟؟ چرا خبر داشته باشد؟ خود مامورین لابد خبر دارند که به سبک کشیش ها وقتی حرام خدا را انجام دادی ( مثلا چراغ قررمز را رد کردی) با برگ جریمه گناهت را می خرند و توهم خیالت راحت است که هر چند بار که بخواهی می توانی خلاف کنی و پولش را بدهی. حالا این که دراین میانه تکلیف حق الناسش چه می شود دیگر با ما نیست. کشیشان سبزپوش راهنمایی و رانندگی خودشان زحمتش را بکشند!!!

اصلا انگار امام حواسش نبوده اگر مردم این حکم را درک کنند و واقعا به خاطر هر خلاف احساس گناه کنند و دیگر راحت هر خلافی را انجام ندهند درآمد شهرداری ها و راهنمایی و رانندگی و هزار کلیسای دیگر که به طور رسمی دارند در جمهوری اسلامی نان می خورند از کجا باید تامین بشود؟؟؟

......................................................................................................................................

این چند خط رو دیروز سر کلاس نوشتم! دلم نمیومد اینجا نذارمش...بحث راجع به ساختار جامعه ی دینی بود! ماها تا بهمون می گن جامعه ی دینی یاد تفکیک جنسیتی دانشگاه ها می افتیم و هیچ جای ذهنمون نمیاد که جامعه ی دینی یعنی جامعه ای که تمام شووناتش بر اساس حرام و حلال خدا باشه نه نظریه پردازی های صدتا یه غاز! یعنی جامعه ای که وقتی تو خیابوناش به چراغ قرمز می رسی نصفه شب هم که بود بترسی از حق الناسش و رد نشینه اینکه اگه پلیس نبود گازش رو بگیری... یعنی جامعه ای که خونه هاش بر اساس جهت قبله ساخته شده باشن نه این که حتی تو مساجدش هم جهت قبله مستقیم نباشه... یعنی جامعه ای که توش معنی امر به معروف و نهی از منکر دخالت تو کار دیگران نباشه نه این که هرکی کمتر احساس مسوولیت کرد محترم تر باشه... یعنی جامعه ای که...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 مهر1390 توسط مبتلا...! |

خدا خیر دو عالم را نصیب آن هایی کند که  پدیده ای به نام بانکداری اسلامی را شبیه سازی نمودند تا ذره ای شبهه وارد زندگی آن هایی که به جا و بیجا این روزها گذارشان که به این بانک های قطعا اسلامی می افتد، نشود و لعنت کونین را حواله ی آن از خدا بی خبرهایی کند که وصله هایی بس ناروا را اعم از گسترش رباخواری به این ارگان کاملا دینی می چسبابند!

انصافا کجا دیده اید این همه تلاش را برای جلب رضایت خالق و مخلوق توامان؟؟؟ گواهش هم همین ثبت نام عمره... انگیزه ی خدمت در این زمینه به قدری در مدیران محترم بالا گرفت که  در یک حرکت ابتکاری تصمیم به ایجاد رقابت میان بانک های ملی و ملت گرفتند و از شدت خوش فکری تنها و تنها جهت رفاه حال مشتریان بدون کوچک ترین انگیزه سود خواهی ( 14 تا 17 درصد که رقمی نیست!!! ) وام حج را اختراع نمودند و در قالب های متفاوت از جلسات چند ساعته برای مدیران ارشد گرفته تا ارسال پیام های کوتاه چند خطی برای کارمندان مبنی بر واگذاری انواع امتیاز به شعبات برنده در میدان خدمت رسانی!، تمام موانع را برای واگذاری این وام ها برچیدند! هنوز ثبت نام نشده انبوه فرم های درخواست وام بود که توسط خلق الله پر شد. اغلب شعبات تا نیمه شب مشغول بودند و چراغشان سوسو می زد. این بار بر خلاف وام های قرض الحسنه بدون هیچ گونه فوت وقت در طول تنها 5 روز هزاران وام عمره پرداخت شد...
اما حیف که همان تهمت های ناروا این بار از بیت آقا زده شد و با فتوای ایشان مبنی بر حرام بودن این وام ها بساط پر برکت خدمت رسانی از شعبات جمع شد!!! مدیون است هر خواننده ای که خیال کند این ها از اول هم می دانستند نه تنها این وام ها که هزاران وام غیر قرض الحسنه ریز و درشت دیگری هم که پرداخت می کنند همین حکم را دارد. اما این بار چون مستقیما پای اعمال ملت درمیان بوده مراجع سکوت نکردند!
این وسط کارمندان بینوا از فکر این که بعد از این همه تلاش حالا باید باز هم شبانه روز کار کنند برای پس گرفتن این وام ها،غم دو عالم در دلشان حلول کرد اما دم ملت گرم که با پایبندی به سفارشات دین در خصوص حرمت مردم آزاری با شعار دادند ماهم گرفتیم! خودشان را به نشنیدن زده اند وتا کنون کمتر از نصف وام گیرنده ها برای پس دادن آن  اقدام کرده اند!!! عمره ی همگی پیشاپیش مقبول درگاه خداوند!!!

....................................................................................................................................................................

یک سوال نه چندان مهم:
اگر سود این وام ها رباست پس تکلیف هزاران واحد تولیدی که با این وام ها راه اندازی می شود درآمد حاصل از آن ها، هزاران  برج و بارو که با وام های مسکن با سودهای بسیار بالاتر بنا شده و نماز هایی که احیانا در آن ها می خوانیم،  سودی که هزارن نفر از طریق سپرده گذاری در بانک دریافت کرده و با آن امرار معاش می کنند، حقوقی که به هزاران کارمند بانک از محل همین در آمد ها داده می شود و... چیست؟؟؟

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 شهریور1390 توسط مبتلا...! |

بالاخره بعد مدتها گرگیجه از حرف های ضدونقض که از خاتون عزیز شنیدیم به لطف خداوند این نشریه امروز دست ماهم رسید!(یه بنده خدایی گفت صحت خواب!!!).
انصافا در بالا و پایین این نشریه ی هزار تو تا دلتان بخواهد مطلب هست برای گیر دادن اما هیچ کدام به عظمت قسمت معرفی 40 زن نقش آفرین در...(معلوم نیست در کجا و چه چیز!!!) نیست!
چنان سازوکار پیچیده ای در انتخاب و جمع کردن این اسامی به کار رفته که عقل هیچ بنی بشری کفاف فهمیدنش را نمی دهد. (به جز...)

مرضیه وحید دستجردی (وزیر بهداشت)، مهناز افشار (هنرمند)، نسرین سلطانخواه (معاون علمی رییس جمهور)، هلن سپاهی (ورزشكار)، فاطمه آلیا (نماینده مجلس)، سمیرا اصلانپور (نویسنده)، آزاده اردكانی (رییس موزه ملی)، فاطمه بداغی (معاون حقوقی رییس جمهور)، الهام حمیدی (هنرمند)، فروغ نیلچی زاده (استاد دانشگاه)، ارغوان رضایی (ورزشكار)، مروه شربینی (شهیده حجاب)، اعظم السادات فراحی (همسر رییس جمهور)، آلینوش طریان (مادر فیزیك ایران)، سیده اعظم حسینی (نویسنده كتاب دا)، طاهره صفار زاده (قرآن پژوه و شاعر)، راضیه شیرمحمدی (ورزشكار)، مهدخت بروجردی علوی (استاد علوم ارتباطات)، آیات القرمزی (شاعر) الهه رضایی (مجری برنامه كودك)، زن روستایی، الهام امین زاده (نماینده مجلس)، الهه احمدی (ورزشكار)، فاطمه رجبی (نویسنده)، فهیمه رحیمی (نویسنده)، راشل كوری (شهید آزادیخواه آمریكایی)، هدیه تهرانی (هنرمند)،پروین اعتصامی (شاعر شهیر ایرانی)، خدیجه آزادپور (ورزشكار)، مریم ارشدی (سخنگوی مركز امور زنان)، ریم صالح الریاشی (الگوی زنان استشهادی در فلسطین)، فریبا كوثری (هنرمند)، لیلی حسنی اسكویی (استاد دانشگاه)، آزاده آل ایوب (خاله نرگس)، سوسن كشاورز (مشاور سابق رییس جمهور)

هر ایرانی فهمیده و باسوادی می فهمد از میان این همه بانو هیچ کس به تاثیر گذاری این چهل نفر زاده نشده و از شواهد پیداست که معیار ارزیابی کاملا منطقی است! اما از آنجایی که ما نه ایرانی هستیم و نه باسواد و نه مقداری فهمیده کمی سوال برایمان پیش آمد!
نفهمیدیم دوستان برای انتخاب این اسامی نظرسنجی نمودند؟ خواب دیدند؟ شیر یاخط انداختند؟ تاس ریختند؟ زنگ زدند فرار کردند؟ همه ی موارد؟

درنقش آفرینی مهناز افشار و هدیه تهرانی و الهام حمیدی و دیگر دوستان اهل هنر که هیچ شکی نیست. هرکه شک کرده برود دنبال توبه ای چیزی تا دیر نشده. اما افراد دیگر... نقش آفرینی خانوم فراحی در کجای این سناریو بوده که ما نفهمیدیم؟ همسر رئیس جمهور نقش موثرتری داشته یا همسر امام؟ چطور می شود نام خانم فهیمه ی رحیمی با آن رمان های وزین! با نام اعظم حسینی یکجا جمع شود؟ فکر نکردید شاید تن پروین اعتصامی در گور بلرزیده و یقه ی بسته شده ی پیرهنتان سر پل صراط گیر کند؟ البته ان شاا.. نقش آفرینان دیگر آنجا شفاعتتان را خواهند کرد... پرونده ی اخیر آزاده ی اردکانی هم که نقش آفرینی ایشان را تکمیل کرد... مرضیه دباغ هم که اصلا نقش آفرینی نداشته تا نامش بیاید. سال 85 هم رئیس جمهور برحسب اتفاق از ایشان تقدیر کرده احتمالا! آوردن نام یک همسر یا مادر شهید یا جانباز هم صد در صد لزومی نداشته مخصوصا وقتی می توانسته جای بانوان خدمتگذار دولت را تنگ کند! تازه دوستان کم لطفی کردند نام گلشیفته فراهانی، شیرین عبادی، زهرا رهنورد، ایشواریا، آنجیلیناجولی، خانم رایس و مرکل و... را به این لیست اضافه نکردند تا اکمل تمامی لیست ها شود! شایدهم در شماره های بعدی جبران کنند.

.......................................................................................................................................

پ.ن1: خواهران عزیز تا دیر نشده دستی بجنبانید و پستی در دولت برای خودتان دست و پا کنید وگرنه از قافله ی زنان تاثیرگذار جا می مانید!

پ.ن2: خواهران هنرپیشه ی متعهد، نمایندگان متعهدتر و مجریان عزیز مبادا دلخور شوید. انشاا.. در دیدار های بعدی مسئولین شماهم به عنوان زن تاثیرگذار شناخته خواهید شد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 شهریور1390 توسط مبتلا...! |

حافظه انگار خیلی هم چیز خوبی نیست... چون اگه یه سرسوزن داشته باشی وقتی مثل من می شنوی به مدد دستان پرخیر دوستان هالیوودی فیلم جدید گلشیفته فراهانی به اسم جای اژدها بیرون اومده و می فهمی خواهرمون! تو این فیلم قله های جدیدی از ترقی رو فتح کرده و تو چه صحنه هایی افاضه ی هنر کرده گر می گیری...

چون یادت می افته 5-6 سال پیش رو که فیلم جای دیگر از گلشیفته ی فراهانی پخش شد و دوستان قدر شناسمون در رسانه ها حسابی از خجالت این سرباز بسی هنرمند عرصه ی سینما درومدن... یادت می افته همون موقع ها یکی مثل دکتر عباسی داد زد : این فیلم شدید خطرناکه و جلوی این زن رو گرفت و بارها و بارها گفت این جریان ادامه خواهد داشت... هیچکس زیربار نرفت! اهالی سینما گفتن آقا شما که سواد سینمایی نداری چرا نظر می دی؟ عزیزان روشنفکرمون گفتن آقا شما تا کی می خوای توهم دشمن بزنی؟؟؟ دستگاه قضایی گفت... ببخشید هیچی نگفت... کلا کم حرفه بچمون!!!

کاش فقط همینا یادت بیفته... ازاون بدتر یادت می افته 4 سال بعدش و فیلم مجموعه ی دروغ ها رو... و باز هم حسن عباسی رو که فریاد زد این زن تو این فیلم داره غرب رو دعوت می کنه برای تصرف دختران ایرانی... مگه نه اینکه زن در ادبیات سینما نماد عقیده و سرزمینه؟ آقایون فرمودن چرا تهمت می زنید؟! خواهرمون حجاب داره تو این فیلم... کلاه گیس سرشه!!!! (از اونجایی که جدیدا معلوم شده چادر اصالت ایرانی نداره، به نظر می رسه که کلاه گیس جایگزین مناسبی باشه) البته نگفتن اون موقع که رو سن روسری از سرش می کشید و به خاطر اوج محدودیتش! تو ایران و عدم آزادیش برای آواز خوندن ( من کشته ی همین پایبندیش به قوانینم )سوت می زد هم کلاه گیس داشت یانه... یکی هم اون وسط خاطرنشان کرد که بالاخره داریم دیده می شیم!!! خدا رحم کرد از شوق این همه ذوقه ترک نشد طفلک وگرنه سیستم فرهنگی کشور با از دست دادن همچین نیرویی حتما یتیم می شد! و جالبه که فردی مثل آقای شمقدری اعلام کرد آغوش ملت هنوز به روی این خانوم بازه و هروقت بخواد می تونه برگرده! فقط ای کاش نظر خود ملت روهم می پرسید و بعد واسه آغوششون تصمیم می گرفت!

حالا همین خانم با لباس خواب تو رختخواب غربی ها هنرمندی! می کنه و تو صحنه های... ان شاا... که کلاه گیس داشته!!!

خواهر گل شیفته ی فراهانی (بلا نسبت خواهر بنده)! باور کنید به کوری چشم تمام دشمنان این مرزوبوم اوج استعداد شما برای همه ی ما عینهو شمس فی السما روشن شد. هرکی نفهمیده یا گیراییش به شدت ضعیف بوده یا چشم دیدن این همه پیشرفت شمارو نداشته... فقط شما رو به همون کلاه گیستون قسم بی خیال بقیه ی پله ی ها ترقی بشید... می ترسیم سر فیلم بعدی حتی رومون نشه بگیم ماهم دیدیم!!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 شهریور1390 توسط مبتلا...! |
 

شرکت کنندگان محترم طرح عظیم! ضیافت:

شما را به همین سوی چراغ قسم بیایید دست به دست هم دهیم به مهر بی خیال وحدت حوزه و دانشگاه شویم و شدیدا بچسبیم به وحدت حوزه و صدا و سیما! ظاهرا که چندیست میان حوزه و دانشگاه عمیقا صلح و صفا افتاده گواهش هم همین خیل عظیم اساتید طلبه و مبلغ که در همین نزدیکی لای این برنامه ها پای این طرح عظیم به دانشگاه و دانشگاهیان خدمت می کنند! اما امان از این صدا و سیما! حسرت به دلمان ماند که در این جلسات یک مبلغ بیاید و موضوع جلسه هر چیزی که بود یک پرانتز چاق و چله هم برای برای نقد به عملکرد صدا و سیما باز نکند. علی الخصوص این سریال ساختمان پزشکان که در این مدت نقش پیراهن  عثمان را به خوبی ایفا می کند( ما که ندیدیم راست یا دروغش پای آنهایی که دیدند) تا می گویی ساختمان پزشکان انگار که حرف بسی بی تربیتی!!!زده ای فی الفور سگرمه هایشان درهم می رود و لعنت را بار صدا و سیما می کنند!

البته خدا و چهارده معصوم شاهد است که این وسط به هیچ وجه قشر حوزوی مقصر نیست و تمام این آتش ها از گور همین صدا و سیما بلند می شود که دارد موش می دواند و هی می خواهد این وحدت را به هم بزند والا این برادران عزیز که شدیدا صلح طلب هستند و مدام دنبال روابط مسالمت آمیزند و به صورت مستمر نصیحت هایشان را در بسته بندی های متنوع تقدیم به صدا و سیما می کنند اما کو گوش شنوا؟؟؟ هرچه می گویند انگار که در گوش ... یاسین خوانده اند دریغ از یک نتیجه ی مثبت!

آهای آقای صدا و سیما شما که به فضل اللهی ( بخوانید فضل دولتی) این همه بودجه ی حلال دارید یک بخش کوچکی را هم بگذارید برای واردات سمعک آخرین مدل برای واضح تر شنیدن صدای نه چندان پایین برادران دلسوز!

توصیه ی بی طرفانه ی ما به هردو جناح: بابا دوست باشید باهم... دنیا به گفته ی  همین برادران دو روز است!

..................................................................................

پ.ن: شرمنده بابت این همه تاخیر! 16 روز مهمون امام رضا بودبم برای همین طرح عظیم!

نوشته شده در تاريخ جمعه 28 مرداد1390 توسط مبتلا...! |

خیلی جلوی خودمو گرفتم که این متن رو بدون هرگونه فحش و فحش ریزی بنویسم!!!

نمی دونم دقیقا کی بود که تو اخبار و رسانه ها جنجال سفرهای مالزی به پا شد و طبق معمول به لطف ماله کشان خدوم دولت گردو خاکش خوابید... آقایون فرمودن چه سفری؟ چه دوغی؟ چه کشکی؟ برادران و خواهران تشریف می برن ماموریت و سمینار و...

تو همین حین و بین زد و قرعه ی یکی از این سفرهای پربرکت به نام پدر این حقیر و دوستانش افتاد... به بهانه ی تشویق شعبات  نمونه!!! یه سفر 9 روزه ی کاملا رایگان بدون محاسببه ی مرخصی... به هر حال بانکی گفتن!!!!

رفتن و برگشتن با کوله باری از...

شب اول خونه ی یکیشون جمع شدیم که فیلمهای سفر رو ببینیم. خوبه که دیدیم و ندیده از دنیا نمی ریم!

قطعه ی اول:

فیلم توی اتوبوس تور گرفته شده... اکثریت اتوبوس مرد هستن و همه کارمند بانک. لیدر تور یه خانومیه از شهروندان درجه ی اول!!! با پوشش کاملا تنظیم شده با آب و هوای استوایی!!! البته مدل مو و آرایشش معلوم نبود با کجا تنظیم شده !!! خواهرمون دارن با زبان سلیس فارسی انجام وظیفه می کنن...

آبجی کوچیکه: بابا این خانومه چه قشنگ فارسی یاد گرفته!!!

-          ایرانیه باباجون... لیسانسشو تو دانشگاه خودتون گرفته. اونجا 2ساله دانشجوی ارشد روانشناسیه!!!

قطعه دوم:

همون اتوبوس با همون نفرات...خواهرمون به جاهای حساس انجام وظیفه رسیده... صدای ضبط اتوبوس سرسام آوره و یکی از خواهرای هم وطنمون داره یه چیزایی تلاوت می کنه... احسنت به این حس میهن پرستی!!!

-آقایون از همین جلو شروع می کنیم هرکی نوبتش می شه یا می رقصه یا 10 رینگت می ده!!!

نفر اول در حال رقصیدن: ساناز خانوم شما هم تو بازی هستینا!!!!!!!!!!!!

قطعه ی سوم:

همه ی آقایون دارن از اتوبوس پیاده میشن...  آخرش 2تا خانوم پیاده میشن هم تیپ لیدر اما با آرایش و مدل موی متفاوت.

-          بابا مگه چند تا لیدر داشتین؟

-          اینا لیدر نیستن بابایی همکارای خانوممونن!!!!

قطعه ی چهارم:

روی عرشه کشتی... بازهم موسیقی سرسام آور اما این ابر با تلاوت یکی از خواهران عرب!!

-          چرا انقد دستتون لرزیده؟

-          ما نرفتیم تو یکی دیگه گرفته

-          چرا؟؟؟

یک مرتبه یه دختر عرب تقریبا برهنه اومد وسط معرکه ... این عربا هم که عشق هویت... شروع کرد به رقص عربی!!!

-          این کشتی رو شبا ایرانی ها کامل اجاره می کنن... مخصوص ایرا نیاس!

کم کم هم وطنان عزیزمون جهت حفظ اتحاد بین شیعه و سنی به خواهر عربمون ملحق شدن..

قطعه پنجم:

یه فروشگاه وحشتناک بزرگ... لیدر با چند نفر دیگه یه گوشه ایستادن و راجع به قیمتا مباحثه می فرماین... یه باره یکی از کارمندان خانواده دوست اومد طرف لیدر:

-          نازی خانوم می شه بی زحمت این شلوارک رو پرو کنین ببینم تن خورش خوب هست واسه خانومم بگیرم!!!

-          آره بپوشین اگه خوب بود ما هم بگیریم...

قطعه ششم:

......

 

مدیرعامل محترم بانک(...)! دم شما اساسی گرم... ممنون بابت این همه انگیزه که با این تشویق ها برای پیشرفت در کارمندانتون ایجاد کردید... بیخود نیست این همه روحیه ی خدمت رسانی تو کارمندای بانک بالا رفته... چه اهمیت داره که هزینه ی سفر هرکس حداقل یک میلیون میشه؟؟؟ کجا مهمه که در سال حداقل 5-6 تا از این تورا می فرستین؟؟؟ همه می دونن  بیت المال ارثیه ی پدری شماست... حق دارید هرکجا عشقتون متمایل شد صرفش کنید... چه چیزی مهمتر از عیاشی این آقایان؟؟؟ آقا که بیاد حتما اولین مدال خدمت به مسلمین رو پیشکش شما می کنه!!!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 مرداد1390 توسط مبتلا...! |
السلام آقاجان... شبتان مهتابی...

روز میلاد شما در پیش است... عرض تبریک آقا... و کمی بی تابی...

چشم ما بی رمق است... کوچه ها منتظرند... دشت ها حوصله ی سبزه ندارند دگر...

پس چرا دیر آقا...؟؟؟

 ای نفس ها به فدای کف نعلین شما... اندکی تند قدم بردارید...

اللهم عجل لولیک الفرج

...........................................................................................

عیدنوشت1: عید همتون پیشاپیش مبارک ( من اولیش بودمااااا)

 عیدنوشت2: هرکی عیدی جون دار گرفت سهم ماروهم بده!!!!

بعدن نوشت به شدت مهم: به کوری چشم تمام شب زده ها سالروز حلول ماه رخ سیدعلی پیشاپیش مبارک همتون!!!! (۲۴ تیر تولد آقاستااااااااااااااااااااا)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 تیر1390 توسط مبتلا...! |

رویم سیاه برادر...

دیگر سرم را بالا نمی گیرم!

به همان اسمی که با امروز، پنج روز است که دیگر روی پیشانی این کوچه نیست قسم، در بالا و پایین این شهر هزارتو هیچ کجا رسم نیست کسی رودر روی شهرداری بایستد!!!  

باور کن دیروز التماس پدرم را کردم که کاری بکند... آتش جوابش اما نه فقط کلامم که تمامم را سوزاند: " اون همه مزار شهیدو تو گلزار شهدا جلو چشم خونواده هاشون ویرون کردن به گوشه ی قبای کسی بر نخورد حالا به خیالت به عوض شدن اسم کوچه کی اهمیت می ده؟ "

هیچکس...

اصلا مگر بد کرده اند؟ نام تو سال ها بود که روی دوش این کوچه سنگینی می کرد... شهرداری هم طبق وظیفه سبکش کرد!!!

مگر نمی دانی که زیباسازی شهر از وظایف اصلیشان است؟؟؟ خودت بگو... اسم ارکیده قشنگ تر است یا شهید افشار؟؟؟

فقط خدا کند گذار مادرت دیگر به این کوچه نیفتد...

...........................................................................................................................................

پ.ن.1: بغضم سنگین تر از اونی بود که بتونم طولانی تر بنویسم.

پ.ن.2: اسم خیلی از کوچه های دیگه رو هم عوض کردن

پ.ن.3: مادرم می گفت احتماالا وقتی خانواده ی شهید از اون کوچه می ره اسم شهید رو هم از رو کوچه بر میدارن... کوچه ی جدیدشونم که خودش اسم داره!!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 تیر1390 توسط مبتلا...! |

" نیروی انتظامی در حوزه ی بدحجابی با جدیت تمام وارد عمل می شود"

این تیترو چند روز پیش لابلای تیترهای ایرنا دیدم...

دلم لرزید... ترسیدم! ترسیدم از بلایی که داره به سر دین میاد... بلایی که مدت هاست نرم نرم سر فرهنگ شیعه آوردیم...

دم نیروهای فرهنگی این مملکت گرم که دلاورانه از زیر چنین مسئولیت بزرگی شونه خالی کردن و این پرچم رو با افتخار به پلیس سپردن...

مگه ما آموزش و پرورش نداریم؟ مگه این مردم 12 سال کامل بچه هاشون رو نمی سپرن دست آموزش و پروش؟ مگه وزرات فرهنگ رو صاعقه زده؟ مگه شورای عالی فرهنگی رو آب برده که این همه دست مدد این روزا به سمت پلیس دراز می کنیم واسه حل معضل حجاب؟؟؟ از کی تاحالا امور فرهنگی رو می سپرن به نیروی انتظامی؟؟؟ اینه آرمان های انقلاب ما؟؟؟ دسته دسته شهید پرپر کردیم که تهش به زور چوب و چماق لچک به سر مردم محکم کنیم؟؟؟ پس فرق ما با اونایی که به زور حجاب از سر زنها برداشتن چیه؟؟؟ مگه نه اینکه با همون منطق داریم جلو می ریم و اصلا حواسمون نیست که یه روزی آیندگان ما همینطوری که ما راجع به اونها قضاوت کردیم راجع به ما حرف می زنن؟؟؟

ایناست زمینه سازی ظهور؟؟؟ ایناست تکالیفی که ما باید ادا کنیم؟؟؟

پس فرق دین محمد(ص) با با ادیان دیگه چیه؟ اگه قرار بود اسلام هم مثل بقیه ی حکومت ها کار کنه این همه مستضعف رو به اسلام نمیاوردن. این همه سال شیعه در عین محجوریت به فرهنگش افتخار نمی کرد...

مگه نه اینکه حجاب میراث زهراست؟ از بین این همه سازمان و ارگان نیروی انتظامی باید وظیفه ی صیانت از میراث بی بی رو به عهده داشته باشه؟ فردا چطور می خوایم سرمون رو مقابل بانوی غربت بالا بگیریم؟؟؟

تازه دیروز فارس نیوز تیتر زده: " بسیج آماده ی همکاری لازم با نیروی انتظامی است"

خوش به حال ما...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 تیر1390 توسط مبتلا...! |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

شارژ ایرانسل

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود